الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٨ - استدلال بر وجود معناى شرط در«اما»
استدلال بر وجود معناى شرط در «امّا»
امّا اينكه معناى شرط دارد دليلش لزوم فاء بعد از آن است مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده:
فامّا الذين آمنوا فيعلمون انّه الحقّ من ربّهم و امّا الذين كفروا، فيقولون ...
( امّا كسانيكه ايمان آوردند پس ميدانند كه آن حق و از جانب پروردگارشان مىباشد و امّا آنانكه كفر ورزيدند، پس ميگويند ...).
شاهد در « امّا » است كه در هردو موضع معناى شرط دارد بدليل آنكه در هردو جا « فا » در جوابش درآمده است.
اگر گفته شود:
فاء عاطفه است نه براى جواب تا بوجودش اثبات معناى شرط بتوان نمود.
در جواب مىگوئيم:
اين فاء قطعا عاطفه نيست زيرا فاء عاطفه بر سر خبر داخل نميشود تا آنرا به مبتدايش عطف كند در حاليكه اينجا چنين مىباشد يعنى اگر فاء را عاطفه قرار دهيم « الذين » مبتداء بوده و « يعلمون » خبرش مىشود و بدين ترتيب فاء خبر را بر مبتداء عطف كرده است.
اگر گفته شود:
فاء زائده است نه جوابيه.
در جواب گوئيم:
فاء زائده آنستكه استغناء از آن صحيح بوده يعنى وجود و عدمش در كلام مساوى باشند در حاليكه اينجا چنين نيست، بنابراين وقتى عاطفه و زائده بودن فاء هردو منتفى گشت متعيّنا فاء جزائيه است.